مير تقي الدين كاشاني
مقدمه 19
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
آنان به دربار پادشاهان بابرى هند كه اقبال كمنظيرى به سخنوران داشتند ، عزيمت مىنمودند يا به دربار عثمانى كه دوستار زبان و ادب فارسى بودند مىشتافتند . هرچند در زمان شاه عباس بزرگ كه خود نيز شعر مىگفت ، شعر و شاعرى وضع بهترى پيدا كرد و افرادى از شاعران در دربار او مقام و منزلتى شايان يافتند ، چنان كه از معاشرت سخنوران لذت مىبرد و گاهگاه سر زده به قهوهخانهاى كه در پايتخت اصفهان ، محل گردهمآيى شعرا بود مىرفت و با آنان به گفتگو و شوخى و شنيدن شعرهاى نغز مىنشست و مكرر به خانهء حكيم ركنا مسيح كاشانى مىرفت ، ولى با اين حال دربار او از اين حيث با دربار پادشاهان هند درخور مقايسه نبود . در هندوستان نسبت به گراميداشت شاعران به قدرى زيادهروى مىكردند كه رفتن به آن سامان آرزوى اهل ذوق و اديبان بود و بسيارى از اين جماعت دنبال وسيلهاى مىگشتند كه خود را به هند رسانند و در دربار شاهان بابرى يا راجگان و شهرياران محلى براى خويش جاه و منزلتى به چنگ آورند ، چنان كه يكى از شعرا براى دلخوش كردن شاعرانى كه آرزوى رفتن به هند داشتند و وسيلهاش فراهم نمىشد گفته است : مرو به هند و بيا با خداى خويش بساز * به هر كجا كه روى آسمان همين رنگ است اين دلبستگى شايان شاهان هند به زبان و ادب پارسى موجب شد كه اين زبان در آنجا رسميت پيدا كند و نه تنها دربار و درباريان بلكه مردم هند به فراگرفتن فارسى اهتمام ورزند و از اينرو بسيارى از شاعران پارسىگو از آن سرزمين برخاستند كه بومى بودند و انبوهى از اديبان هندىزاده به زبان فارسى و فنون ادب به وسيلهء تأليف واژهنامههاى متعدد و دستور زبان و تصنيف كتب خوب از نظم و نثر ، خدمات گرانقدرى به اين زبان كردند . افزون بر علاقهء دربار بابرى هند نسبت به شعر و ادب فارسى و جلب سخنسرايان و عارفان به آن دربار ، موضوع ديگرى را هم بايد بر اين امر افزود و آن آسانگيرى و عدم تعصّب در دين و مذهب بود كه صاحبان عقايد مذهبى و دينى متفاوت از اين جهت گرفتارى نداشتند و خردگرايى و آزادانديشى در مسائل اعتقادى حكمفرما بود و اين نيز مؤيّد آرزوى كسانى مىشد كه در محيط تعصبآميز ايران از جهت شيعهگرى آسيبپذير بودند .